تبليغاتX
آزادتر از همیشه

...او هم ز نسل دختركان فرار بود
در پیش چشم جامعه بي اعتبار بود
در آسمان عشق زميني نفس نفس
بر اسب بالدار هوسها سوار بود
در جر و بحث با پدر و مادر خودش
تهديد،نه!شعار لبش انتحار بود
مي خواست از حصار تحجر رها شود
آري! به زخم كهنه لذت دچار بود
با هيچ منطقي سر سازش نداشت او
بد جور بر عقيده خودپايدار بود
******
كاغذنوشته اي سر آيينه زد و رفت
غم در نگاه ملتهبش آشكار بود
پا در مسير مبهم آوارگي گذاشت
زخمي ترين مسافر اين روزگار بود
غافل از اينكه لحظه به لحظه ميان شهر
در چشم گرگهاي گرسنه شكار بود
در فكر ماجراي فرارش مچاله شد
آنشب به حس سرد و غريبي دچار بود
تشنه شد و كنار حسينيه ايستاد
آمد بنوشد آب ولي بي قرار بود
پرچم به پرچم از نظرش عشق مي چكيد
نم نم دلش مسافر فصل بهار بود
سوز صداي مرثيه خوان مي زد آتشش
صحبت ز تير و حنجره و شير خوار بود
يك لحظه خاطرات بدش را مرور كرد
از كارهاي زشت خودش شرمسار بود
آهي كشيد و عكس خودش را در آب دید
او دختری نجیب زنسل وقار بود...

!! نوشته شده توسط سارا آزاد | 10:51 | یکشنبه 20 اسفند1385 •

زیباترین بیت غزل

 

امروز عطرآگين ترين بيت غزل را

آري...براي بار آخر مي نويسم  

از لحظه رويايي ديدار اول

امروز اصلا جور ديگر مي نويسم

باور كن احساسي كه با دست تو روئيد

بي هيچ آهنگ و زباني گفتني نيست

من خستگي هاي دلم هم خواب رفته

ديگر بهار از پيش چشمم رفتني نيست

پس خاطرم را با سلامت شادتر كن

من هم برايت دوستي را مي نگارم

من هم به پاس اين همه حس صداقت

سكان قلبم را به دستت مي سپارم

پس تكه هاي باورم را زندگي كن

 من بي تو گنگ و مبهمم معنا ندارم

اين جمله را بسپار در ذهن سلامت

من جز تو اميدي به فردا ها ندارم

تقدیم به عزیزم

 

!! نوشته شده توسط سارا آزاد | 10:49 | پنجشنبه 3 اسفند1385 •

گاو ...! جن...! ....خفن

بدتر از همه خودتی افشین....

!! نوشته شده توسط سارا آزاد | 11:40 | سه شنبه 1 اسفند1385

درد دلی با عزیز

 

می خوام بگم دوست دارم ،

اما دلت نمی خواد

یادت میاد بچگی ها

اون روزای سرد توی روستا

گل میشد زمین خدا

چاله ها پر آب میشد

می خواستی خیس نشی

گلی نشی کثیف نشی

 

..

می اومدیم با هم دیگه

بازی های قشنگ و ناز

تا شبمون میرسید و 

 تموم میشد

میرفتیم به خواب ناز

گذشت زمون

حالا       چرا

بین من و تو فاصله شد

به قد یک سبد نیاز

می خوام بگم دوست دارم ،

اما دلت نمی خواد...

 

 میزنه برات دوم دوم

 

 

 

 

 

!! نوشته شده توسط سارا آزاد | 10:48 | سه شنبه 1 اسفند1385 •

RSS