آزادتر از همیشه
انتظار فردا

باز هم فصلي رفت
لحظه اي در بر ما پرپر شد
از خزان ديروز كه دلي پر خون كرد
و لبي خشكانيد ، ديده گاني تر كرد
حاصل اين همه فصل
حاصل اين همه روز
يك دل افسرده
روح در غم خفته
دستهايي تنها و نگاهي بر در
منتظر بيهوده
كه كسي مي آيد
ولي آخر چه نصيبي برديم
جز دلي افسرده روح در غم خفته
دستهايي تنها و نگاهي بر در
منتظر بيهوده ، منتظر بيهوده
!! نوشته شده توسط سارا آزاد
| 10:16 | شنبه 9 تیر1386
•

