تبليغاتX
آزادتر از همیشه - پرنده كور و درخواست روزی از خدا

پرنده كور و درخواست روزی از خدا

 

شخصی ميگويد : يكروز با حضرت رسول اللّه (ص) به طرف كوههاى مدينه مى رفتيم ، داخل بيايانى شديم ، آن حضرت به من اشاره فرمودند، نزديك حضرت شدم .

حضرت ، پرنده كورى را بمن نشان دادند كه در ميان شاخه درختى بود و منقارش را به هم مى زد.

حضرت رسول (ص) فرمود:

متوجه مى شوى كه اين پرنده چه مى گويد؟

گفتم : نه ، يا رسول اللّه !

حضرت فرمودند: مى گويد:

اللّهُمَّ اَنْتَ الْعَدْلُ الَّذى لا يَجُورُ، حَجَبْتَ عَنّى بَصَرى وَ قَدْ جِعْتُ فَاطْعِمْنى

يعنى : خدا يا تو عادل هستى و ظلم نمى كنى ، چشم من كور است من گرسنه شده ام پس مرا طعام بده .

در اين لحظه ملخى آمد و وارد دهان او شد، و آن پرنده دهانش را بست . حضرت فرمودند:

مى فهمى چه مى گويد؟

گفتم : نه ، يا رسول اللّه !

حضرت فرمودند: مى گويد:

مَنْ تَوَكّلَ عَلَى اللّهِ كَفاهُ وَ مَن ذَكَرَهُ لا يَنْساه .

يعنى : كسى كه بر خدا توكل كند خداوند متعال او را كفايت فرمايد و كسى كه خدا را ياد كند، خداوند او را فراموش نمى كند.

!! نوشته شده توسط سارا آزاد | 12:4 | پنجشنبه 5 دی1387

RSS